مکانیک سیالات فاکس + حل المسائل
در این پست کتال مکانیک سیالات فاکس را برای دانلود میگذاریم

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید
در این پست کتال مکانیک سیالات فاکس را برای دانلود میگذاریم

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید
در این پست کتاب طراحی اجزا شیگلی که یکی از متداول ترین کتاب های طراحی میباشد را برای دانلود قرار میدهیم .

برای دانلود به ادامه مطلب مراجعه کنید .
شاید بتوان این کتاب ارتعاشات را متداول ترین کتاب در این زمینه در تمام دنیا دانست .
در این پست این کتاب به همراه حل المسائلش برای دانلود قرار میگیرد .

برای دانلود به ادامه مطلب بروید :
کتاب تامسون یکی از معروف ترین کتاب ها در زمینه ارتعاشات مکانیکی می باشد . در این پست برای شما حل المسائل آن را قرار میدهیم .
برای دانلود به ادامه ی مطلب بروید
ارتقا درجه علمی دکتر عبدالرضا گنجعلیخان نسب از دانشیاری به استادی را تبریک میگوییم ...

با امید توفیق و موفقیت برای این استاد محترم
شاد و پیروز و موفق باشید
ارتقا درجه علمی دکتر مجید فولادی ماهانی ، این سد فولادی رشته ی مکانیک ، از استادیاری به دانشیاری را تبریک میگوییم ...

با امید توفیق و موفقیت برای این استاد محترم
شاد و پیروز و موفق باشید



اگه دوست دارید بیایید ادامه...
از بچگی همه ما این را شنیده ایم که حقوق زنها پایمال میشود

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :
در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی بهشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟
روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند
هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود
هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :
پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند
روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :
پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟
در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .
در دانشگاه : پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند
در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.
در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!
در مخ زدن : پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.
هنگام خواستگاری : پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند
هنگام ازدواج : پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد
هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.
کار کردن : پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند


موضوع های جالبی دیدم که دوست دارم براتون بگم
۱-مهمترین وسیله خوابگاه کتری است و جزء ناموس اتاق به حساب میاد و تنها راه دوری آن از دامان اتاق ، سوختگی بیش از ۷۰٪ اونه(وای به حال اتاقی که کتریش رو برای شب نشینی های درون خوابگاهی ببرن!!!).
۲-دو تا از مهمترین توانایی هایی که یک خوابگاهی باید داشته باشه اینه که اولا بتونه با دمپایی های لنگه به لنگه راه بره و دوما در روشنایی لامپ و سر و صدای پاسور بازی کردن بچه ها خوابش ببره.
۳-افرادی که در روز بیش از چهار بار دمپاییشون زده نشه،نیمه شب صبحونشون از یخچال توسط هم خوابگاهی های با مرام به یغما نره و نهایتا صبح وقتی میخوان برن سر کلاس جورابشون توی کفششون باشه ، بدونید که این افراد اصلا هیچ اموالی ندارن (نه دنپایی نه کفش نه صبحونه نه جوراب و ...) تازه اینا افراد نیمه خوشبخت!!! خوابگاه به حساب میان.
۴-یادمه اواخر دوران خوابگاه که بودم(پیش دانشگاهی) به علت کمبود دمپایی ، دمپایی زنا ، به کفش زنی رو آورده بودند که بنده هم بی نصیب نموندم)).
ادامه داستان برای سفر بعدی به خوابگاه
ناگفته نماند زندگی تو خوابگاه یه حال دیگه داره
همتون می دونید که خیلی وقته که با هم اردو نرفتیم و نیاز به اردوه که کدورتا از بین بره.
چند وقتیه که تعدادی از بچه ها اصرار دارن که یه اردو بریم چون بیکارتر از من پیدا نکردن ازم خواستن که یه اردو بذاریم.
نظرتون راجع به بعد از امتخان مقاومت 2 (10 خرداد ، سه شنبه)چیه؟
سلام ...
بعد مدت ها نیاز دیدم یه مطلب بذارم ...
امروز تو فیس بوک این متن رو دیدم خیلی به دلم نشست ... بخونید بد نیست ...
سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده
من تا نکشمت راحت نمی شم...
زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما
بگذر.نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده...
مرد:
بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی
ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش...
-- بالاخره با صحبتهای زن ، مرد
خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
سال 1280
مرد:
واسه
من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که
مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود
که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس
بخونی؟؟؟
زن: آقا ، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها!
شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده...
مرد( با نعره
حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای
خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت...
-- بالاخره با صحبتهای زن، مرد
خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه سال1380
سال1380
مرد:
کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه
نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک
(از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من... تو رو... می
کشم...
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین
(شما بخونید اکثرا).
مرد:
من... اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا
زانوتو بپوشونه. نه... نه... نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره...
سال1400
دختر:
چی؟
چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم.
من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو...
باباه:جیکش
در نمی یاد...
-
زن:
دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می
پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه مامی. باباتم قول می ده
دیگه از این حرفا نزنه...
- بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر
شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه
خواستم دوستان هم یه نظر بدن که اگر با پیشنهادم موافقن ما هم تو وبلاگ صندلی داغ داشته باشیم! شاید هم فرجی شد وبچه ها بیشتر به وبلاگ سر زدن!


۱ـ به نظر شما وقتی با مسئولی در دانشگاه کار دارید به کدام موارد بیشتر بر میخورید؟!
الف)جلسه دارن
ب)رفتن نماز
ج)رفتن تهران(برای تهرانی ها رفتن شهرستان)
د)برو بیرون وقت اداری تمومه
2- اسم های پیشنهادی جهت تغییر نام دانشگاه:
الف)سینما (البته با توانایی پخش کلیپ و حداقل ۵ فیلم در روز)
ب)بخور و بخوس
ج)دانلودستان
د)همه موارد
3- فکر نکنم دانشجویی به اندازه ای که از گرفتن نمره ۱۰خوشحال شده از گرفتن نمره ۲۰ خوشحال بشه!!!
4- یه روزی به این نتیجه میرسیم که کاش رفته بودیم ور دست آقامون کار کرده بودیم٬حداقل تا الان تجربه کار داشتیم!!!![]()
5- سیگار اگر در ثریا هم باشد، دانشجویانی از سرزمین پارس به آن دست خواهند یافت.
کشف داوطلبان سیگاری:به نظر بنده
بهتر است که دانشجویان سیگاری از همان مرحله پیش از دانشگاه که هنوز وارد
"جنس دانشجویان سیگاری " نشده اند کشف و شناسایی شوند.مثلا مسئولان آموزش
عالی میتوانند در جلسه برگزاری آزمون سراسری دانشگاه ها ،درست وسط کار که
دانشجویان به تست زدن مشغول اند، به آنها سیگاری تعارف کنند،اگر برداشتند
همان جا کنار پاسخ نامه شان یک تیک بزنند.
البته آزمون دانشگاه آزاد از این مثال مستثنی است!!!
هر کی مطلب رو بخونه و نظر نده مطلب رو حلالش نمی کنم
ناگفته نماند زندگی در اشکنان به مانند زندگی در اروپاست(حتی راحتر و بهتر و مفرحتر).یه سر بیایید تا ببینید.من در خدمتم
اشکنان يکي از شهرهاي قديمي است که قدمت آن از خود لامرد بيشتر است. در زمانهاي گذشته خان هاي اشکاني در اين شهر حکومت داشتهاند که قلمرو آنها از گاوبندي تا لامرد و مهر بودهاست.
وضعيت تاريخي
به استناد به منابع تاريخي موجود قدمت اشکنان به 228 سال پيش از
ميلاد مسيح برمي گردد و وجه تسميه آن، منسوب به سلسله پادشاهي اشکانيان
ميباشد.همانگونه که در کتاي منتخب التواريخ لارستان آمدهاست «اشکنان قريهاست از
آثارهوشنگ که به جهت اشک اول اولين بار، سلطان اشکانيان بوري ساخته بود و اسم آن
قريه به نام اشک اول اشکنان گذاشتند»
موقعيت ووسعت
اشکنان در جنوبيترين نقطه استان فارس در طول جغرافيايي37 درجه و 53
دقيقه وعرض جغرافيايي 27 درجه و 14 دقيقه واقع شدهاست.ارتفاع آن از سطح دريا 363
متر ميباشد.
دشت اشکنان با رودخانه فصلي مهران که از کوههاي گله دار سرچشمه ميگيرد وبه خليج فارس ميريزدتقريبا به دونيمه تقسيم شدهاست.اين رودخانه 5 ماه از سال داراي جريانهاي سيلابي است و در کنترل سيلاب تأثير به سزايي دارد. آب ديگر رودخانههاي اين بخش که مهمترين آنها تنگ خور، تنگ رخت شو، تنگ اهلو، تنگ ماهي و تنگ پاقلات است به اين رودخانه ميريزد.
اقتصاد(برای همتون اونجا کار پیدا می کنم ، نگران نباشید.)
با آغاز به كار ساخت و ساز كارخانه سيمان كه با ظرفيت توليد 3000 تن در حال ساخت مي باشد بزودي چهره اين منطقه در بخش صنعت تغيير خواهد كرد و علاوه بر آن شناسايي ذخاير زير زميني مانند گاز و نفت كه مراحل اوليه نقشه برداري آن انجام شده و همجواري اين بخش با مراكز مهم گازي كشور در پيشرفت صنعتي آن تأثير بسزايي خواهد داشت .
و جمله آخر اینکه:
حمام خان اشکنان که قدمتی چند صد ساله دارد شباهت بسیار زیادی به حمام گنجعلی خان کرمان دارد و این نشان از معماران خبره این شهر است.
منبع:
www.irancities.ir
به گزارش خبرخودرو، دنا جدیدترین خودروی پیشرفته با برند ایرانی امروز در مراسمی با حضور وزیر صنایع و معادن رونمایی شد.
به گزارش خبرنگار خبرخودرو، دنا با نشان ملی و پلتفرم داخلی ، طبق استانداردهای ایمنی و زیست محیطی اروپایی تولید شده است.
رقابتی بودن در بازارهای داخلی و خارجی و ارائه محصولی با ظاهری جدید از برند ملی با کمترین حجم سرمایه گذاری و بیشترین اثر گذاری از اهداف طراحی و تولید این محصول اعلام شده است.
انطباق با استاندارد های ایمنی تصادف از پهلو و جلو، کیسه هوا برای راننده و سرنشین جلو، کمربند های ایمنی سه نقطه ای جلو و عقب و با پیش کشنده و محدود کننده نیرو و ستون فرمان جمع شونده در تصادف از مزیت های خودرو "دنا" است.
این خودرو استاندارد آلایندگی یورو 4 و همه استانداردهای 55 گانه ملی را تامین می کند.
خودرو دنا از نظر رفاهی به سامانه تهویه مطبوع اتوماتیک و مهمترین ویژگی عملکردی آن ، برخورداری از سامانه الکترونیکی مالتی پلکس، قابلیت تجهیز به سامانه ناوبری ماهواره ای، سامانه ضد سرقت، قابلیت تنظیم زاویه نور چراغ های جلو و رینگ اسپرت آلومینیومی مجهز است.

اين متن توهين به كسي نيست سياسي هم نيست فقط بیانگر بیماری فرهنگی من است ..من ایرانی .... فكر كنيد شايد اين فكر كردن مقدمه تغيير باشد. به اميد آن روز
یک ملت دلال مسلکِ ناآگاه ، با آن حماقت آشکار در هنگام رانندگی یا توحش علنی برای برداشتن یک شیرینی از جعبه ی تعارفی یا شهوت عجیب برای قرار گرفتن در مقابل دوربین ، با رتبهی نخست جستجوی سکس … چرا باید در پی یک زمامدار رویایی باشد؟
اول : ایرانی ها شبی یک ساعت به عملکرد آنروزشان بیاندیشند .
دوم : ایرانی ها قبل از پرتاب فحش به بیرون ، دهانشان را ببندند و تا بیست بشمرند.بخصوص وقتی توی خیابان و جلوی دیگران هستند.
سوم : هر خانوادهی ایرانی هر روز یک روزنامه بگیرد ، اگر شده یالثارات!
چهارم : هر فرد ایرانی تعهد کند که هر ماه یک کتاب تازه بخواند … حتی خلاصه مبانی لوله کشی عمومی!
پنجم : رانندگان به جای فاصله ی خالی بین شلوار و جوراب دختری در آن طرف خیابان به داشبورد جلوی چشمشان نگاه کنند و سرعت از حد مجاز در هیچ شرایطی تجاوز نکند.
ششم : همه به خودشان تلقین کنند که این کسی که می خواهیم کلاهش را برداریم تا شب برای عزیزمان هدیه ببریم ، خودش عزیزِ یک نفرِ دیگر است.
هفتم : بفهمیم كه زرنگی ضایع كردن حق دیگران نیست بلكه با رعایت حقوق دیگران رسیدن به حقوق خودمان است .
هشتم : بفهمیم كه اگر صاحب یك بوتیك هستیم شغل ما بوتیك دار است یا اگر راننده تاكسی هستیم شغل ما راننده است . نه اینكه همه دزد و كلاهبردار باشیم و از شغلمان فقط برای راهی به رسیدن به كلاهبرداری استفاده كنیم . به شغلمان احترام بگذاریم و بگذاریم دزدی فقط برای كسی باشد كه شغلش فقط دزدی است.
نهم : مردهای ایرانی یک بار برای همیشه قبول کنند که زنها ، جزو املاکشان نیستند و خودشان عقل دارند. عشق و رابطه و آشنایی هم بازی برد و باخت و فتح قلمرو دیگران نیست.
دهم : مردها تمرین کنند که رد عبور زنی را با نگاه شخم نزنند و زنان تمرین کنند که جواب سلام مردان را با خونسردی و لبخند بدهند چون به معنای … نیست.
یازدهم : ورزشکاران ما بعد از باخت به رقیب تبریک بگویند و دهانشان را تا نیم ساعت بعد از هر باخت یا برد ببندند.
دوازدهم : ایرانیها به جای تمسخر شکل ظاهری سیاستمداران ، فکر کنند که ایراد واقعی کار آن شخص در کجاست.
سیزدهم: به نمایشگاه کتاب اگر می روند برای (کتاب) بروند.
به خیابان فرشته می روند برای (عبور) از خیابان فرشته باشد.
و در کل به هر قبرستانی می روند برای خاطر (همان قبرستان) باشد.
چهاردهم : این آخری از همه سختتر است و اینكه دروغ نگوییم . همانطور كه فكر می كنیم عمل كنیم . فراموش نكنیم ریا كه اكنون عادت و عرف جامعه شده است درواقع یك بیماری اجتماعی است.
عزیزان من که این مطالب را نوشته ام شاید خود نیز دچار این مشکلات باشم. همه ما در رفتارمان مشکلاتی داریم. ولی باید بپذیریم ایران ما در حال سقوط است. بپذیریم اگر شرایط کنونی ایران اینگونه است همه دلیلش مدیران و بالا سری های ما نیستند و نقش اصلی را خودمان در این جایگاه ایفا می کنیم.
چرا مثلا اگر هر کدام از ما فقط برای یک ماه به خارج از کشور برویم (برای مثال به سوئد!!!) رفتارمان تغییر می کند ؟ خوب می شویم . فکرو نگاهمان عوض می شود و بدون رو در بایستی بگویم : آدم می شویم!( هر چند برای 1 ماه!!!!)
بپذیریم ایران می تواند همچون گذشته بهترین باشد. ایران و ایرانی لیاقت این بهترین بودن را دارد.
بپذیریم برای اینکه ایران خوب شود باید بهترین باشیم.
1ـ چه موقع از روز
بهترين و آرام ترين احساس را داريد؟
الف ) صبح
ب )عصر و غروب ج ) شب
الف) نسبتاً سريع، با
قدم هاى بلند، ب ) نسبتاً سريع، با قدمهاى كوتاه ولى
تند و پشت سر هم، ج ) آهسته تر، با سرى صاف روبرو، د
) آهسته و سربه زير، هـ ) خيلى آهسته
الف )مى ايستيد و دست
به سينه حرف مى زنيد، ب) دستها را در هم قلاب مى كنيد، ج ) يك يا هر دو دست
را در پهلو مى گذاريد، د
) دست به شخصى كه با او صحبت مى كنيد، مى زنيد، و هـ ) با گوش خود بازى مى
كنيد، به چانه تان دست مى زنيد يا موهايتان را صاف مى كنيد.
الف ) زانوها خم و پاها
تقريباً كنار هم، ب) چهارزانو،
ج ) پاى صاف و دراز به بيرون، د ) يك پا زير ديگرى خم
الف ) خنده اى بلند كه
نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده، ب ) خنده، اما نه بلند،
ج ) باپوزخند كوچك، د ) لبخند بزرگ، هـ) لبخند كوچك
الف ) با صداى بلند
سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شويد
ب ) با صداى آرامتر سلام مى كنيد و سريع به دنبال شخصى كه مى شناسيد، مى گرديد
ج ) در حد امكان آرام وارد مى شويد، سعى مى كنيد به نظر سايرين نياييد
الف) از وقفه ايجاد شده راضى هستيد و از آن استقبال مى كنيد
ب ) به سختى ناراحت مى شويد
ج ) حالتى بينابين اين دو حالت ايجاد مى شود
الف) قرمز يا نارنجى
ب) سياه ج) زرد يا آبى
كمرنگ د) سبز
هـ) آبى تيره يا ارغوانى و) سفيد ز) قهوه اى، خاكسترى، بنفش
الف) به پشت
ب) روى شكم (دمر) ج) به پهلو و كمى
خم و دايره اى
د) سر بر روى يك دست هـ )سر زير پتو يا ملافه...
الف) از جايى مى افتيد.
ب) مشغول جنگ و دعوا هستيد.
ج) به دنبال كسى يا چيزى هستيد. د) پرواز مى كنيد يا در آب غوطه وريد.
هـ) اصلاً خواب نمى بينيد. و) معمولاً خواب هاى خوش مى بينيد
وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از
کنار همین آدمها رد میشی
من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالهاست که در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
ومن اندیشه کنان غرق در این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت
سلام دوستان
حتما تو بسیاری از سایتها دیدید که وقتی میخواید کاری انجام بدین در یک کادر کوچک یک کلمه به شما نشون داده میشه
.و شما باید اون کلمه را عینا تایپ کنید و اگر اینکار را با موفقیت انجام دادید ، میتوانید به مرحله بعد برید.![]()
و اما کپچا چیه؟!!![]()
![]()
![]()

Professor M.abbasi
این مطلب رو میزنم که دو تا موضوع مهم رو براتون بازگو کنم ...
1- شاید دیده باشید که اخیرا شبکه ی چهار با همکاری دانشگاه آزاد واحد مرکز تهران ( علوم و تحقیقات ) مسابقاتی بین دانشجویان مهندسی کل کشور در قالب تیم های دانشگاهی برگذار میکند
این مسابقه 4در4 نام دارد . در این مسابقات تیم دانشکده فنی دانشگاه کرمان نیز حضور دارد که اعضای این تیم دانشجویان ممتاز رشته های مکانیک ، برق ، کامپیوتر ، متالورژی و صنایع می باشند .
این مسابقات تا کنون در سه مرحله برگذار شده است و گفتنی است که تیم دانشگاه کرمان در سه مسابقه ی خود موفق شده حریفان را از پیش رو بردارد ... جناب آقای امیر حسین سلطانی نژاد به نمایندگی از بخش مکانیک کرمان در این مسابقه حضور به هم رسانیده است و اگر این مسابقه را مشاهده کرده باشید حتما متوجه شده اید که دانشجویان مکانیک این تیم ها یکی از ستون های اصلی در تیم ها هستند ...
این مسابقات در مراحل آینده ادامه خواهد یافت و تیم کرمان نیز با قدرت حضور خواهد یافت ...
با آرزوی موفقیت برای بچه های گل فنی و تیم دانشجویی کرمان ...
2- مطلب دوم هم که مورد نظرم بود به شرح زیر است ...
حتما اطلاع دارد که مسابقات اپن رباتیک کشوری در تهران در هفته ی جاری برگزار خواهد شد . گفتنی است که از دانشگاه باهنر دو تیم حضور دارند و هسته ی اصلی این دو تیم از بچه های مکانیک ورودی خودمون هستند .
این دو تیم ( اگر اشتباه نکنم ) از چهارشنبه در مسابفات به رقابت خواهند پرداخت و ربات های خود را آزمایش میکنند ...
از همین جا برای این دو تیم دانشکده فنی دانشگاه کرمان آرزوی موفقیت میکنیم ... به خصوص اینکه این گروه ها از ورودی خودمون منشا میگیرند ...
شاد و پیروز و موفق باشید ...
بدو بیا ادامه مطلب (باحاله)
Professor M.abbasi